تاریخ مختصر داستانی ایرانی حضرت استاد خط منسوب به میرعمادالحسنی

تاریخ مختصر داستانی ایرانی حضرت استاد خط منسوب به میرعمادالحسنی

۲,۵۰۰,۰۰۰ ریال


7846
7846

ناموجود

شناسه محصول: 8268 دسته: ,

توضیحات

میرعماد الحسنی سیفی قزوینی نه آغاز خط نستعلیق است و نه انجامش اما بی‌شبهه همیشه نستعلیق در سایه‌سار قلم اوست. زمانی که میرعماد کم‌سال مجذوب جاذبه نستعلیق شد از عمر این قلم قریب به سه سده می‌گذشت و آرام‌آرام مراحل تکامل را می‌گذراند. حرف و کلمه و عبارت به‌تدریج و تأنی متناسب و موزون می‌شد و هنرمندان عاشق سر در سودای خطی داشتند که می‌باید عالم را محو جمال خود می‌کرد و نستعلیق هم باید همچون سایر هنرهای اصیل ایرانی تمامی شناسه‌های تمدن و فرهنگ ایرانی را با خود می داشت چنان دقیق و عمیق که حتی از اشارت قلمی معلوم شود که نستعلیق است و نستعلیق تحفه ایران. توسعه فرهنگ شیرین‌کاری که تا «حد» زیبایی را در معنای کامل و در هر کاری ادا نکند آسوده نمی‌شود و نستعلیق با ظهور میرعماد حد یافت. میرعماد حسنی قزوینی تولدش سال ۹۶۱ در قزوین و مرگش ۱۰۲۴ بوده ، از خاندان بزرگ سیفی قزوین بود. مستقیم زاده در تذکره تحفه الخطاطین اسم او را محمد و پدرش را حسین می‌نامد. بعدها به «عمادالملک» و «میرعماد» مشهور شد و شهرت وی سراسر ممالک گیتی را فراگرفت. نسبت او چنان‌که در دست‌نویس‌هایش مشاهده می‌شود از سادات بلند مرتبه حسنی بوده و جد او از کاتبان و کتابداران دوره صفوی در قزوین بوده‌است. بنا به گفته خانم آن ماری شیمل در کتاب خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، میرعماد در سن ۸ سالگی شروع به آموزش خط نمود. در کودکی، در قزوین به تحصیل علوم و مبانی خوشنویسی در نزد استادانی چون عیسی رنگ کار و مالک دیلمی پرداخت و در جوانی برای تکمیل هنر خود به تبریز مسافرت کرد و از تعلیمات استاد مشهور زمان ملاّ محمد حسین تبریزی بهره گرفت. می‌گویند میرعماد روزی قطعه‌ای از خط خود را به ملا محمدحسین تبریزی نشان داد؛ استاد فرمود: «اگر چنین توانی نوشت بنویس وگرنه قلم فرو گذار.» میر گفت: «خود نوشته‌ام». استاد روی او را بوسید و خط او را روی چشم گذارد و فرمود: «امروز استاد خوشنویسان هستی» و او را از شاگردی بی‌نیاز دانست. میرعماد مدت‌ها از روی آثار استادان دیگری همچون بابا شاه اصفهانی و سلطانعلی مشهدی بخصوص میر علی هروی مشق کرد و از میان هزاران خوشنویس که در مدت شش قرن قبل از وی خودنمائی کرده‌اند سرآمد همه شد و حدّ این هنر را به سر حد اعجاز و کمال آن رسانید و در این هنر به جائی رسید که رونق دیگر استادان را شکست. به قول صاحب گلستان هنر میر ابتدا برای زیارت خانه خدا به مکه سفر کرد و صاحب تذکره خط گوید محمد هلال بن نجم الدین از بزرگان شام به نیت فراگیری مقدمات نستعلیق در این سفر همراه او بود. میرعماد از تبریز به عثمانی و حجاز رفت و سپس به ایران بازگشت. مدتی در خراسان و هرات به کاتبان کتابخانهٔ فرهاد خان قرامانلو، از امرای لشکریان شاه عباس، پیوست. پس از قتل فرهاد خان به قزوین آمد و در ۱۰۰۸ قمری به اصفهان رفت. شاه عباس دوازده سال بود که بر تخت نشسته بود و صفویه در اوج قدرت و شوکت به سر می‌برد. از این رو، هنرمندان و صنعتگران راهی اصفهان می‌شدند تا از نظر مادی و معنوی ترقی کنند. میرعماد نیز عریضه‌ای به نستعلیق در مدح شاه نوشت و برای او فرستاد. شاه را خوش آمد و او را به دربار فرا خواند. میر با توجه به اسامی شهرها که در قطعات و کتاب‌هایی که نوشته آورده‌است و سندهای قدیمی، او به حلب، دمشق، عثمانی و حجاز مسافرت کرده و احتمالاً به زیارت مکه معظمه نیز نائل شده‌است و در داخل ایران به اصفهان، قزوین، سمنان، دامغان، طبرستان و خراسان سفر نموده‌است. میرعماد تغییراتی در قواعد نستعلیق به‌وجود آورد. خط او به حدی متعالی شد که گفته می‌شود هنوز نظیری برایش سراغ نکرده‌اند. او شانزده سال در اصفهان اقامت کرد. شاگردان بسیاری را آموزش داد و آثار فراوانی از خود به جا گذاشت.
کتابفروشی اینترنتی آبان

جزئیات کتاب

قطع

رحلی

تعداد صفحات

48

هنرمند

امیرخانی، غلامحسین

نوع جلد

گالینگور

دیویی

745.6

ناشر

انجمن خوشنویسان